ابو القاسم راز شيرازى

174

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پس از آن طريقهء مذلّت و افتقار در عبادات را بيان مىفرمايد كه حذر كن آنكه قدم گذارى بر بساط سلطانى كه مالك ظاهر و باطن تست و سرّ و علانيهء تو در قبضهء قدرت او اسير است مگر به طريق مذلّت و اظهار فقر ذاتى و جبلّى خود و خوف و تعظيم او ؛ يعنى شناختن سطوت « 38 » و عظمت و قدرت و قهر و غلبهء حقّ تعالى را بر عبد ؛ چنان‌كه در دعاى صباح وارد است كه : « الهى من ذا الّذى يعلم قدرتك فلا يخافك و من ذا الّذى يعلم ما انت فلا يهابك » « 39 » . پس تدبّر كن كه چنين سلطانى ، عظيم‌الشّأنى ، بىنيازى كه ملائكهء مقرّبين ، قائم به خدمت و عبادت اويند شب و روز ، بعضى از ايشان از وقت خلقت الى يوم القيام در ركوع‌اند و بعضى از ايشان در سجودند و بعضى از ايشان در تسبيح و تهليل‌اند و تكبير و تحميد ، و يك آن فارغ نيستند الى يوم القيام ، و بعضى از خوف الهى چنان گريه مىنمايند كه اگر رخنه از آسمان به ارض باز شود و صداى گريهء ايشان به اهل ارض برسد ، از تعيّش و زندگانى باز مانند ، و بعضى از شوق الهى سر به بالا دارند الى يوم القيام از شدّت و له « 40 » و هيمان « 41 » و حيرت . و انبياء و مرسلين و اولياء عليهم السّلام در عبادت حقّ تعالى چگونه عجز و مذلّت و كدّ و زحمت بر خود گذاشتند ؛ چنان‌كه حضرت خاتم انبياء ( ص ) آن قدر بر سر انگشت پا ، در عبادت ايستادند كه پاهاى مبارك ورم كرد ، با وجود اين‌ها عبادت اين عبد فقير را چه قابليّت است كه در درگاه چنين ملكى عظيم الشّأن ، كثير العبّاد « 42 » ، كثير

--> ( 38 ) - غلبه و تسلّط و قدرت ( 39 ) - بار خدايا : كيست آن‌كس كه قدرت تو را بداند و از تو نترسد ؟ و كيست آن‌كس كه بداند كه تو كه اى و از تو نهراسد ؟ ( 40 ) - حيران شدن از شدّت شادى يا حزن ( 41 ) - شيفتگى ( 42 ) - بسيار پرستنده‌دار